صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز

اینکه از هر طرف که بروی به دیوارهای دیدنی و نادیدنی برخورد کنی،

اینکه آزادی و گستردگی دریا را فرا چشم آری ولی سهم تو از آن فقط اندکی جنبیدن باشد،

اینکه تنفس کنی در فضایی که آکنده از بازدم های مسموم خود و همچون خودان دیگر است

و اینکه محکوم باشی به تکرار و تکرار و تکرار..

ای دوست!

من اینسان زیستن را زندگی آکواریومی نامیده ام!


[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 23:38 ] [ doortarin ]

درباره وبلاگ

چه آسان شعر می‌سراییم و از انسانیت و حقوق بشر و صدها واژه‌ی از تداعی افتاده‌ی رنگین دیگر دم می‌زنیم. اما آن سوتر از دیوار بلند غرورمان، فراموشی‌مان و روزمرّه‌گی‌مان شعرها کشتار می‌شوند. انسانیت و حقوق بشر در گنداب‌ها دست و پا می‌زند و قاموسی به حجم تاریخ دور و نزدیک از واژگان زنده؛ گرد فراموشی می‌گیرد. چه ساده فراموش می‌کنیم مرگ «شعر» در جامه‌ی انسان را.. آری.. از شعرستانیم و از شعر بی‌خبر و از نزدیک‌ترین‌ها چه دورترین..
امکانات وب