صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز

سکوت

 سرشار از سخنان ناگفته است
و حرکات نا کرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده..

 

[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 10:09 ] [ doortarin ]

به سال ها خشک سالی است در این دیار

دریغ از قطره اشکی از آسمان و هم گوهران دور..

منبع: نامعلوم

[ پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 ] [ 23:41 ] [ doortarin ]

نوشته ی مختصر زیر را به نقل از یکی از سایت های اینترنت که متأسفانه اسمش یادم نیست؛ قرار داده ام. مطلبی است درباره ی معنی بعضی از اسامی عربی. من خود شخصاً صحت مندرجات ان را تحقیق نموده و با اعمال برخی اصلاحات جزئی، تأیید می نمایم. این اصلاحات جزئی مربوط اند به:

 -1 این نکته که اسامی یاد شده بعضاً دارای برخی معناهای دیگر نیز می باشند.


-2  چند مورد دیگر را نیز خود بدانها افزوده ام.

امید است این نقد کوتاه نیز تلنگری باشد بر ما تا در اصرار بر عادت دیرینه ای که در نام گذاری فرزندانمان با اسامی مهجور و غالباً از نظر معنا ضعیف عربی داشته ایم؛ اندکی بیشتر تأمل نموده و دقیق تر شویم..


  تا به حال به معنی اسم های عربی که ما ایرانی ها روی فرزندانمان میگذاریم اندیشیده اید؟؟؟ خوب است که قبل از انتخاب اسم..معنی آن را بفهمیم.   
طبق آمار ثبت احوال ایران سالانه هزاران کودک غلامرضا- غلام عباس- غلامحسن -غلامعلی و غلامحسین نامیده میشوند.       
هرگز یک عرب را نمی بینید که اورا غلام بنامند! اعراب معنی غلام را میدانند. غلام از ریشه غلم می آید که به معنای بهره وری جنسی است! و غلام به پسربچه هایی می گفتند که اعراب از آنها استفاده جنسی می نموده اند! بغلط به ما گفته بودند که غلام یعنی نوکر. درصورتیکه درزبان عربی نوکر را خادم میگویند! غلام وکنیز همطرازند!! از کنیزان و غلام بچه ها بهره جنسی می برده اند !!
نامهای دیگری چون کلبعلی، کلبحسین و غیره نیز رایج است- کلب یعنی سگ و کلب علی یعنی سگ علی و سگ حسین و غیره  
معنی برخی دیگر از اسامی عربی:          
بیشتر این لغت ها را در
واژه نامه دهخدا دیدم و معنی آنها درست بود اگر شما هم شک دارین میتونید برین واژه نامه ببینین

 کلثوم: مرد یا زن خیکی (دارای صورت پر گوشت(

خدیجه: مؤنث خدیج به معنی سقط جنین شتر

بتول: زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد

رقیه: یکی از معانی آن بندگی کردن و غلامی نمودن است البته با کسر ر

عذرا: زنی که همیشه باکره بماند

جعفر: جوی کوچک

ذبیح: حیوانی که گلویش را ببرند. گلو بریده .

عثمان: بچه ی مار یا اژدها .

صغری: کوچک

اصغر نیز از همین خانواده و ازریشه صغرا است، به معنای کوچکتر!

حفصه: شیر، مرغ خانگی، کرکس

فاطمه: از شیر گرفته شده

 زینب: بددل، ترسو
 

اکنون این اسامی را مقایسه کنید با معنی اسمهای ایرانی:

منوچهر : کسي که چهره بهشتي دارد

دلارام : مایه آرامش دل

بهرام : پيروز

سهیلا: نورانی ترین ستاره

بهروز : خوشبخت

پروين :ستارگان درخشان

پوران : یادگار

روشن: نور

نوشا : گوارا و شيرين

مرجان : جان من - گلی دریایی

مینو : بهشت

رکسان : روشن

پریسا : همچون پری

[ پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 ] [ 01:25 ] [ doortarin ]

دوستان و همراهان دورترین!

شوربختانه از دیروز هشتم فروردین، پخش موزیک وبلاگ با مشکل مواجه شده است که خواهم کوشید به زودی آن را برطرف سازم. امید است با ما بمانید..

[ چهارشنبه 09 فروردین 1391 ] [ 19:20 ] [ doortarin ]

 

« زن همسایه تنش را می فروشد من کتاب های قدیمی ام را..

بین ما فاصله زیاد نیست... هر دو مجبوریم.. »

 چه کسی این را گفته نمی دانم. ولی می دانم که این قانونِ نانوشته ی بازار امروز زندگی، در این دیار است..

 

[ چهارشنبه 09 فروردین 1391 ] [ 19:14 ] [ doortarin ]

جای دیگر: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود

ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است 

 
جای دیگر: مدیران بعضی وقتها استعفا می‌دهند 

ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود    

  

جای دیگر:افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند

ایران: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است

 

  جای دیگر:برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند

ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود

 

جای دیگر:یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود

ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده

 

جای دیگر: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند

ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند


جای دیگر: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود

ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد

 

جای دیگر: مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند 

ایران: مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند

  

جای دیگر: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند

ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند

 

جای دیگر: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است

ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند

 

جای دیگر: همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است

ایران: مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد

 

جای دیگر: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است

ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند

 

جای دیگر: مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان

ایران: مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان

 

منبع:http://majidkeramati.persianblog.ir

[ سه‌شنبه 08 فروردین 1391 ] [ 17:53 ] [ doortarin ]

گاهی چنان تنهایم که سایه ام شبیه خدا می شود..

[ سه‌شنبه 08 فروردین 1391 ] [ 17:29 ] [ doortarin ]

مرا به زور به جهان کشاندید و یا شاید هم در نتیجه ی اشتباهی و هوسی زودگذر..

 ولی چرا چرا چرا اکنون چنین مجازاتم می کنید؟؟
«آیا بر فراز آسمان کس نیست؟؟»

 

یک وکیل دادگستری گفت: اگر والدین به منظور حفاظت از کودک، او را مورد تنبیه قرار دهند عمل آنها جرم محسوب نمی‌شود به شرطی که از حد متعارف در قانون مجازات اسلامی عبور نکند.

 

كودك‌ آزاري‌ طبق‌ تعريف‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ عبارت‌ است‌ از: " آسيب‌ يا تهديد سلامت‌ جسم‌ و روان‌ و يا سعادت‌ و رفاه‌ و بهزيستي‌ كودك‌ به‌ دست‌ والدين‌ يا افرادي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ او مسئول‌ هستند. اما در اصطلاح‌ متخصصين‌ امر، هرگونه‌ آسيب‌ جسمي‌ يا رواني‌ و سوء استفادة‌ ی جنسي‌ يا بهره‌كشي‌ و عدم‌ رسيدگي‌ به‌ نيازهاي‌ اساسي‌ افراد زير ۱۸ سال‌ توسط‌ افراد ديگر، كودك‌ آزاري‌ تلقي‌ مي‌شود ."

 

 


منابع بعضی از عکس ها:

http://fa.azadnegar.com

http://anjomanhoqooq.blogfa.com

[ سه‌شنبه 08 فروردین 1391 ] [ 00:10 ] [ doortarin ]

بدون شرح!

 

کدام یک آرزویی برای بیداری ندارند؟

 

و آنگاه که دندان هایت گاز می زنند لقمه را به دورترینان بیندیش..

 

 

هم این بازی است، هم آن بازی است و هم تمام زندگی..

[ دوشنبه 07 فروردین 1391 ] [ 19:58 ] [ doortarin ]

تا کنون اصطلاح شهر هرت را زیاد شنیده اید اما آیا از خود پرسیده اید که واقعاً شهر هرت کجاست؟


- شهر هرت جايي است که رنگ هاي رنگين کمان مکروه اند و رنگ سياه مستحب.

-
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر را مي شناسند.


-
شهر هرت جايي است که مردمانش معتقدند بهشت زير پاي مادران است و در همان حال  این مادران حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..


-
شهر هرت جايي است که درخت ها علل اصلي ترافيک به حساب می آیند اند و بريده مي شوند تا ماشين ها راحت تر برانند.    

-
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهایشان را درمان کنند.

-
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.


-
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.

-
شهر هرت جايي است که خنده نشانه ی جلف بودن قلمداد می شود.

-
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شوند تا زود به سر کارشان برسند که کار کنند تا پول تاکسيشان را در بياورند.   

-
شهر هرت جايي است که بیش از نیمی از مردمش زير خط فقرند اما سريال هاي تلويزيوني را در کاخها مي سازند.         

-
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکوم است.  

-
شهر هرت جايي است که وطن هرگز معنایی ندارد و باعث ننگ، پس مي رويم ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ........ را آباد ميکنيم.   

-
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را می دانی نبايد به ديگري بياموزي.

-
شهر هرت جايي است که وقتي به مدرسه می روی، کيفت را مي گردند مبادا آينه داشته باشي.

-
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه و ابلهانه است.

-
شهر هرت جايي است که در فرودگاه برادر و پدر را مي توان بوسيد اما همسر را خیر..

-
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسند:

مي خواي با اين آقا زندگي کني؟

مي شنوی:

نمي دونم هر چي بابام بگه.  


- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواهي ازدواج کني 500 نفر را دعوت مي کني و شام مي دهي تا بروند و از بدي و زشتي و نفهمي و به اصطلاح بي کلاسي تو کلّي حرف بزنند.   

-
شهر هرت جايي است كه هر روز در خيابان شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري از تو ساخته نیست.  

-
شهر هرت جايي است كه مردمش پولشان را توی ... می ریزند و دعا می کنند که خدا آنها را از فقر نجات بدهد.


-
شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها می گویند پروفسور.


- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر می فروشند.   


- شهر هرت جایی است که معلّم را که وظیفه اش انسان سازی است؛ مفت خور می دانند.

 

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها بسی محترم تر.

شهر هرت جايي است كه ..........

 

منبع: نامعلوم و شاید هر آن کس که اندکی بیندیشد

 

[ دوشنبه 07 فروردین 1391 ] [ 14:56 ] [ doortarin ]

درباره وبلاگ

چه آسان شعر می‌سراییم و از انسانیت و حقوق بشر و صدها واژه‌ی از تداعی افتاده‌ی رنگین دیگر دم می‌زنیم. اما آن سوتر از دیوار بلند غرورمان، فراموشی‌مان و روزمرّه‌گی‌مان شعرها کشتار می‌شوند. انسانیت و حقوق بشر در گنداب‌ها دست و پا می‌زند و قاموسی به حجم تاریخ دور و نزدیک از واژگان زنده؛ گرد فراموشی می‌گیرد. چه ساده فراموش می‌کنیم مرگ «شعر» در جامه‌ی انسان را.. آری.. از شعرستانیم و از شعر بی‌خبر و از نزدیک‌ترین‌ها چه دورترین..
امکانات وب