| صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز | ||
|
مقدمه
حبس یکی از انواع مجازات هاست که به موجب آن آزادی محکوم از وی سلب می شود با اینکه این اصطلاح بارها در قوانین مختلف به کار رفته است و مجازات اکثر جرایم پیش بینی شده در قانون را تشکیل می دهد قانون گذار تعریفی از آن ارائه نداده است. در فرهنگ معین، حبس به معنای زندانی کردن و بازداشتن آمده است در جای دیگر حبس چنین تعریف شده است: سلب آزادی و اختیار نفس در مدت معین یا نامحدود به طوری کهدر آن حالت ترخیص وجود نداشته باشد و اگر حالت انتظار وجود داشته باشد آن را توقیف گویند نه حبس. حقوقدانان کیفرها را از یک منظر و بر اساس لطمه ای که این کیفرها به ارزش های مورد احترام بشر یعنی جان، مال، تمامیت جسمانی و آزادی تن و جسم وارد می کنند به مجازاتهای سالب حیات ئنظیر اعدام، مالی چون جزای نقدی، بدنی و جسمانی نظیر قطع عضو و سرانجام حبس کردن را سالب آزادی هم نامیده اند تقسیم کرده اند. تاریخچه زندان ها در ایران با این که راجع به وضع زندان ها در ایران دوران باستان اسناد و مدارکی در دست نیست اما آنچه مسلم است در قلعه ها زندان هایی بنا می شد که پادشاهان و حکمرانان مخالفان خود را در آنجا زندانی می کردند و سپس به وضع فجیعی از بین می بردند. حبس جزء مجازاتها نبود بلکه وسیله ای برای از بین بردن بی سر و صدای اشخاص بلند مرتبه ای بود که وجودشان برای کشور و یا پادشاه خطر داشت. قلعه ی مستحکمی در گل گرد (در مشرق شوشتر خوزستان) بود که گل گرد یا اندمش نام داشت و آن را انوشبرد یا قلعه فراموشی نیز می خواندند زیرا نام زندانیان و حتی آن مکان را کسی نباید بر زیان می راند. در تاریخ نقل شده است که قباد پادشاه ایران به مذهب مزدک گروید و نجبا و روحانیان اجتماع کردند و او را خلع کردند و جاماسب برادر او را بر تخت نشاندند. جاماسب برادر خود قباد را در سال 498 میلادی در قلعه ی فراموشی حبس کرد. پس از حمله ی اعراب مسلمانان نیز هر حاکم و صاحب نفوذی در حوزه قدرت خود محلی را برای حبس کردن افراد بنا و متهمان را در آنجا نگهداری می کردند و زندانیان وضع رقت باری داشتند چندان که در دوران خلفای اموی و عباسی زندانهای متعددی احداث شد و در دوران صفویه که این به یک حکومت ملی دست یافت باز هم شاهد وجود زندانهایی به منظور اهداف سیاسی بودیم. در دوران قاجاریه مرحوم امیر کبیر در سال 1266ه.ق. با صدور فرمانی اقدام به لغو شکنجه و سرو سامان دادن به اوضاع زندان ها و زندانیان نمود ولی به خاطر عزل وی این اقدامات چندان دوامی نداشت با این همه در دوران قاجار باز هم تشویق برخی افراد نظیر میرزا حسین خان سپهسالار اقداماتی جهت انسانی کردن زندان ها صورت گرفت. در میان اقدامات کنت دومون فورت اولین رئیس پلیس تهران در سال 1358 هجری خورشیدی نیز تاسیس شد وانگهی اقدامات عمده در دوران پس از وقوع انقلاب مشروطه رخ داد. زندان ها قبل از انقلاب در ایران معاصر و پس از برقراری حکومت قاجار قدیمی ترین زندان بزرگ در تهران زندانی به نام انبارشاهی بود که زیر نقاره خانه ی ارک یعنی محل فعلی بانک ملی بازار قرار داشت و زیر نظر حاجب الدوله (رئیس تشریفات) اداره می شد. فراشباشی، رئیس اجراییات و فراش ها نگهبان انبارشاهی بودند غذای زندانیان بسیار ناچیز بود به طوری که مردم به عنوان نذر گاهی از سوراخ زندان غذا و خوراکی برای زندانیان می انداختند تا این که در سال 1292 شمسی دولت ایران به منظور سر و سامان دادن به وضع شهربانی کشور (نظمیه) عده ای مستشار سوئدی استخدام کرد. مستشاران سوئدی ابتدا نظام نامه محابس را تهیه کردند که در سال 1298 شمسی به تصویب هیات دولت رسید و این اولین آیین نامه و مقررات زندان ها شد. در این آیین نامه زجر بدنی و زنجیر کردن زندانیان ممنوع شد. در دوران سرتیپ درگاهی رئیس شهربانی وقت نظام نامه تشکیلات محابس و توقیف گاه ها و وظایف ماموران و مستخدمان آن ها تهیه و در 31 شهریور سال 1307 شمسی به تصویب رسید و در همان سال نظام نامه اجرای حکم اعدام نیز تصویب و به مورد اجرا گذاشته شد. در سال 1308 شمسی اولین زندان زنان (زندان قصر) به منظور نگهداری 600 نفر محکوم اختصاص یافت پس از شهریور 1330 تحت تاثیر علل ناشی از جنگ جهانی دوم به تعداد بزهکاران ایران مانند بیشتر کشورهای جهان افزوده شد و زندان ها را با کمبود جا مواجه کرد. در 21 مهر ماه سال 1347 اولین آیین نامه زندان ها با توجه به اصول علم زندانی ها نسبت به کانون اصلاح و تربیت به تصویب رسید و در سال 1354 آیین نامه مذکور اصلاح شد و به سایر زندان ها تعمیم داده شد اما به علت نبود امکانات بیشتر مفادشان اجرا نشد. منابع مطلب و تصاویر: http://inquest.mihanblog.com
smvi.nl politclub.info alba24.ro [ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 09:12 ] [ doortarin ]
شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر و پیمانه خالی کوچ کردند دسته دسته آشنایان عندليبان باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی * * * وای از دنیا که یار از یار می ترسد غنچه های تشنه از گلزار می ترسد عاشق از آوازه ی دیدار می ترسد پنجه ی خنیاگران از تار می ترسد شه سوار از جاده ی هموار می ترسد این طبیب از دیدن بیمار می ترسد * * * ساز ها بشکست و درد شاعران از حد گذشت سالهای انتظاري بر من و تو بد گذشت آشنا نا آشنا شد تا بلي گفتم بلا شد گریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم سنگ سنگ کلبه ی ویرانه را بر سر زدم آب از آبی نجنبید خفته در خوابی نجنبید * * * چشمه ها خشکید و دریا خستگی را دم گرفت آسمان افسانه ی ما را به دست کم گرفت جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد * * * بازآ تا کاروان رفته باز آید بازآ تا دلبران ناز ناز آید بازآ تا مطرب و آهنگ و ساز آید تا گل افشانان نگار دلنواز آید بازآ تا بر در حافظ سر اندازیم گل بیفشانیم و می در ساغر اندازیم
[ پنجشنبه 08 تیر 1391 ] [ 19:22 ] [ doortarin ]
گویی که شب تیره ی ما را سحری نیستوز مهر و مه و اختر و فانوس اثری نیست
صد نهر خروشنده ی خون زاده ز هر دل هر چند به رخساره یکی دیده تری نیست
هندان جگر خواره چه شیران بدریدند افسوس که در سینه ی مایان جگری نیست
کَرنای قیامی شده هر موی به سویی پنهان ولی از خیزش پیدا خبری نیست
از کوی رهایی ز که پرسیم نشانی کاین شهر همه دیوار و درش هیچ دری نیست
تابوت امیدی برد هر لحظه ی این عمر فریاد که امید به عمر دگری نیست
بر دار شد اندیشه و شعر و شرف و عشق سردار شد هر خار و خسک را که بری نیست
[ پنجشنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:20 ] [ doortarin ]
دنیا زندان است. زندان در زندان چرا؟؟
منبع تصویر:avidtrader.com [ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 07:21 ] [ doortarin ]
آنجا که نمی توان عشق ورزید باید گذاشت و گذشت.. «نیچه» [ پنجشنبه 01 تیر 1391 ] [ 19:59 ] [ doortarin ]
صد چشمه ی احساس به قلب است خدایا سخت است که گویند چنین خشک چرایی
زین صورتک ساکت خود جان به لبم شد تا کی نکند بلبل دل نغمه سرایی [ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 23:41 ] [ doortarin ]
این گفتار ماست: میازار موری که دانه کش است.. شکستن شاخه ی هر درخت همچون شکستن بال فرشته هاست.. جنگل ها به منزله ی شُش های زمین اند در حفظ آنها بکوشیم.. و این هم کردار ما:
ادامه مطلب [ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 22:32 ] [ doortarin ]
خبرگزاری ایلنا گزارش داده است که نمایندگان ۱۰ هزار کارگر با ارائه طوماری به دفتر عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به شرایط اقتصادی اعتراض کرده اند.
پیشنویس اصلاحیه قانون کار، طرح هدفمند کردن یارانه ها، تورم و وضعیت دستمزد، بیمه و بازنشستگی مواردی هستند که در این طومار مورد انتقاد قرار گرفته است. کارگران امضاکننده این طومار از طرح هدفمند کردن یارانه ها با عنوان "قطع یارانه ها" نام برده اند و نوشته اند که به رغم گرانی ناشی از آن، "میانگین دستمزد کارگران در سال ۹۰ و سال جاری، نسبت به سال های قبل از اجرای فاز اول قطع یارانه ها حتی کاهش نیز پیدا کرده است." آنان همچنین گفته اند که با اعمال مالیات بر ارزش افزوده "عملا حدود ۵ درصد از دستمزد روزانه زیر خط فقر ما کارگران، به خزانه دولت سرازیر شده است." عدم پرداخت به موقع دستمزد، استخدام با قراردادهای سفید امضا یا بدون قرارداد و تغییر حقوق بازنشستگی از میانگین دستمزد ۲ سال آخر به میانگین دستمزد ۵ سال آخر موارد دیگری هستند که اعتراض کارگران را برانگیخته است. در این طومار آمده است: "ناامنی شغلی، اخراج سازی و تعطیلی کارخانه ها در بدترین وضعیت نسبت سال های پیش قرار دارد." همچنین برخی سایت های نزدیک به فعالان کارگری گزارش داده اند که روز جمعه بیش از ۵۰ فعال کارگری در شهر کرج در غرب تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. تا کنون اطلاعی از علت بازداشت و اتهام آنها در دست نیست. به نقل از:http://tammkeen.info [ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 12:55 ] [ doortarin ]
در شعر زیر که نمی دانم از کیست، نکته ی جالبی وجود دارد؛ آن را بیابید:
با چهره ی افروخته گل را مشکن افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن
گل را تو دیگر خجل مکن ای مه من مشکن به چمن ای مه من قد سمن
اگر نتوانستید نکته را پیدا کنید، ادامه ی مطلب را بخوانید.. ادامه مطلب [ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 06:26 ] [ doortarin ]
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مُهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره ی کاخ وصل راست سرها بر آستانه ی او خاک در شود
حافظ چو نافه ی سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود [ دوشنبه 29 خرداد 1391 ] [ 20:37 ] [ doortarin ]
|
||
|
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
| ||