صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز

به علت فقر مالی اين دختر بچه روزانه 8 ساعت به همراه پدرش در ساختمان‌های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند تاریخ درج خبر تیر90 ).)

به نوشته دنیای اقتصاد، پدر این دختر بچه یگانه می‌گوید: چون کسي را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن 6 ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.
او می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه 100 هزار تومان اجاره می‌دهد.
پدر یگانه می‌گوید: به دليل اينكه يگانه را روزها سر ساختمان مي‌آورم، او نيز پا به پاي من كار مي‌كند و فعاليت‌هاي سبكي همچون حمل‌ كيسه‌هاي مصالح ساختماني را انجام مي‌دهد. او می‌گوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.
این کارگر كوچك ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکت‌های ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایدار از خانواده‌اش حمايت مالي كنند.
متن زیرگفت‌وگو با این کودک 5 ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.

یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.
خانه‌تان کجاست؟ 
خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.
چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟          
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.
چه درخواستي از مسوولان داري؟       
پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداريم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.

http://www.tabnak.ir

 

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 21:15 ] [ doortarin ]

خبرنگار هفته نامهء امریکایی بنام نیوریپوبلیک در گزارشی تصویر فقر و بیچاره گی را در افغانستان ارایه کرده است. انابادخین خبرنگار این هفته نامهء امریکایی به یک روستا در ولایت بلخ رفته و گزارشی از حکایت یک زن ازاین روستا را تهیه کرده است که چگونه برای حفظ زنده گی کودک نوزادش تلاش می کند. 
زمانیکه ذاکرالله از شدت درد پیچ و تاب می خورد، پوست کمر و ران هایش ازاستخوان جدا شده و کشال مانده بود، مادرش به خاطر رفع کردن سردردی کودک اش که به باور او ناشی از گرسنگی بود، محلول کبود رنگی را که خود تهیه کرده، به سر و پیشانی وی مالیده بود.           
یک بخاری کهنه نزدیک لحاف آبی رنگ ذاکرالله گذاشته شده بود که با خس و خاشاک و تپی حیوانات روشن شده و دود آن خیلی بیشتراز تولید حرارت آن بود.  
خوری گل، جزاینکه کودک 40 روزه اش را در غنداق ببندد، دیگر چه کاری را انجام داده می توانست؟         
خوری گل 5 طفل دیگرش را هم در چنین غنداق های که با مهره و روپیه ها تزیین شده بود، کلان کرده است.
مادر، طفلش ذاکرالله را به سینه چپ خود نزدیک ساخت. اما در آن یک قطره شیرهم وجود نداشت، زیرا خوری گل و هفت عضو دیگر خانواده وی صبح، چاشت و شب جز اندکی برنج چیز دیگر برای خوردن نداشتند.        
در روستای که خوری گل زنده گی می کند، 40 خانهء گلی دیگر وجود دارد. تعداد کمی باشنده های آن از این موضوع باخبر اند که در ده سال گذشته ملیارد ها دالر به افغانستان کمک شده است.      
در حالیکه افغانستان در مرگ و میر مادران و اطفال در جهان جای دوم را دارد، کمک های بین المللی در این کشور در زنده گی اطفال تغییر اندک به میان آورده است.          
گفته می شود که در افغانستان درهر نیم ساعت یک کودک در نتیجه عوامل چون سوی تغذی که جلوگیری آن ناممکن نیست، از بین می روند.      
مسوول صحت عامه ولایت بلخ جایی که نفوس آن دو ملیون تن تخمین می گردد، می گوید، 77 در صد مرگ و میر اطفال در این ولایت به دلیل سوء تغذی می باشد.    
به این معنی که در ولایت بلخ نزدیک به 40 هزار کودک که اکثریت آن ها نوزادان چون محمد ذاکرالله و یا اطفالی اند که تازه به سرپا آمده اند، به خاطرگرسنه گی بین مرگ و زنده گی دست و پا می زنند. 
دلایل سوء تغذی در افغانستان واضح است. در آب آشامیدنی ویروس های امراضی وجود دارند که با نوشیدن آن اطفال به مرض اسهال دچار شده، بدین وسیله آب بدن آن ها خشک می شود. 
آن مادران که خوراک شان تنها برنج، نان خشک و چای می باشد، نیز ازگرسنگی رنج می برند. این خانم ها بی آن هم به خاطر تولد پی هم چندین طفل با ضعف و ناتوانی دچار می باشند.      
چندین زن همسایه به خاطر به خانهء خوری گل آمده بودند که اگر محمد ذاکرالله چشم از جهان بپوشد به مادر وی اظهار تسلیت و همدردی کنند. در خانه خوری گل بوی، دود خس و خاشاک، تپی سوختانده شدهء حیوانات و اندکی هم بوی تریاک به مشام می رسید.   
در این مناطق مواد مخدر به خاطر تسکین درد، رفع گرسنگی و آرامش اعضای بدن استفاده می گردد.         
انابادخین نویسندهء این گزارش در ادامه می نویسد، او از این زنان مهمان پرسید که آیا در قریه شما کدام طفل دیگر که به سوی تغذی مصاب باشد، هم موجود است، یا نه؟
همهء این زنان در پاسخ به یک صدا گفتند که تمام اطفال ما مانند ذاکرالله دچار تکلیف اند.         
این خبرنگار بازهم پرسید که ذاکرالله پس از تولد چه مقدار وزن خود را از دست داده است. خانم ها پاسخ دادند که در قریهء آن ها ترازو نیست تا وزن طفل شان را بدانند.      
نویسنده در پایان می نویسد:
ذاکرالله حتی اگر زنده هم باقی بماند. بازهم زنده گی به طریقهء سنتی و کهنه، نه قوانین عصر جدید تصویر زنده گی او را از قبل رقم زده است.       
ذاکر الله پسری خواهد بود که هر روز در زیر آفتاب سوزان بوته و هیزم جمع آوری خواهد کرد. آن را به بازار برده، به فروش خواهد رسانید.  
زمانی که جوان شود بیشتر وقت زنده گی اش را برای کشیدن آب از چاه جهت آبیاری زمین ها خواهد گذشتاند.
او هیچ گاه به شکم سیر نان نخواهد خورد و همسرش با تولد کودک دومش پیر خواهد شد. او نیز برای فراموش کردن رنج و زحمت زنده گی از تریاک استفاده خواهد کرد.           
اما احصاییه های امروزی نشان می دهند که عذاب و زحمت او خیلی دوام دار نخواهد بود، زیرا با وجود کمک کننده های بین المللی و تعهدات آن ها برای تامین یک زنده گی آرام و مرفه، اوسط زنده گی مردم افغانستان فقط 44 سال می باشد

منبع: http://da.azadiradio.org

 

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 16:37 ] [ doortarin ]

تو کز محنت دیگران بی غمی و غیره..

منبع عکس ها:http://www.1dar1.com

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 16:19 ] [ doortarin ]

حق گرفتنی است نه دادنی ولی تا آن هنگام که ندانی حقّ تو چیست، نخواهی توانست آن را بگیری..

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 16:08 ] [ doortarin ]

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 16:01 ] [ doortarin ]

« روکی » سگی است که در انگلیس بیشترین ناز و عشوه را دارد و صاحب آن به نام « لنزی نوبل » سالانه هزینه ی زیادی برای این سگ می کند.
به گزارش سایت برترین ها
، عمر این سگ کمتر از دو سال است، این در حالی است که 1500 دست لباس های شیک دارد.
علاوه بر آن غذای روکی نیز مخصوص است و هفته ای چند بار به سالن آرایش می رود.
روکی روزانه دهها بار لباسهای خود را تغییر می دهد. طراح لباس این سگ شیک پوش می گوید: روکی کفش نمی پوشد، زیرا نمی تواند با آن به راحتی راه برود.
صاحب سگ می گوید: روکی هر غذایی را نمی خورد و غذای مورد علاقه آن مرغ آب پز است
.

 


[ سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ] [ 22:07 ] [ doortarin ]

[ سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ] [ 21:39 ] [ doortarin ]

منبع عکس ها: http://www.mashreghnews.ir

[ سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ] [ 17:04 ] [ doortarin ]

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفت استید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید.
آن زمانی که تنگ می بندید
بر کمر هاتان کمر بند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان!
●●●
آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره، جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده.
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون
می کند زین آب، بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدم ها!
●●●
او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید
می زند فریاد و امید کمک دارد.
آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش.
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می آید:
«آی آدم ها».
و صدای باد هر دم دل گزاتر
و در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آب های دور و نزدیک
باز در گوش این ندا ها:
«آی آدم ها»..
 

[ سه‌شنبه 09 اسفند 1390 ] [ 16:57 ] [ doortarin ]

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 18:01 ] [ doortarin ]

درباره وبلاگ

چه آسان شعر می‌سراییم و از انسانیت و حقوق بشر و صدها واژه‌ی از تداعی افتاده‌ی رنگین دیگر دم می‌زنیم. اما آن سوتر از دیوار بلند غرورمان، فراموشی‌مان و روزمرّه‌گی‌مان شعرها کشتار می‌شوند. انسانیت و حقوق بشر در گنداب‌ها دست و پا می‌زند و قاموسی به حجم تاریخ دور و نزدیک از واژگان زنده؛ گرد فراموشی می‌گیرد. چه ساده فراموش می‌کنیم مرگ «شعر» در جامه‌ی انسان را.. آری.. از شعرستانیم و از شعر بی‌خبر و از نزدیک‌ترین‌ها چه دورترین..
امکانات وب