| صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز | ||
|
اگر جان را خدا داده ست چــــــــرا چرا باید تو بستانی؟؟ کشتن یک فرد در عوض جرایم و جنایاتی که مرتکب شده است چه با دادگاه و چه بدون دادگاه اعدام نام دارد. در طول تاریخ روشهای مختلفی برای ستاندن جان محکومین به اعدام به کار گرفته شده است. قدیمی ترین روش ها دار زدن، گردن زدن، سوزاندن و غرق کردن بوده و روشهای جدید آن هم شامل تیر باران، صندلی الکتریکی و تزریق داروی مرگ آور بوده است. روشهای قدیمی مانند گردن زدن، آتش زدن و غرق کردن در آب از طریق بستن جسم سنگین به بدن محکوم به اعدام سالهاست در جهان منسوخ شده و فقط در کشورهای بسیار کمی کماکان در جریان است. در واقع روش هایی مانند اتاق گاز و صندلی الکتریکی هم سالهاست در جهان بر چیده شده است. اکنون در کشورهای پیشرفته با اینکه تا حد زیادی حکم اعدام وجود ندارد در مواردی هم که اعدامی در کار باشد با تزریق ماده سمی صورت می پذیرد.
1-دار زدن: مرسوم ترین شیوه اعدام در جهان دار زدن است. در این روش با طنابی ضخیم گردن اعدامی بسته می شود. برای اعدام وی یا زیر پای وی خالی می شود و یا با ابزاری مانند جرثقیل او را بالا می کشند.نکته جالب اینکه بر خلاف تصور عامه افراد اعدامی دار زده شده در اصل به دلیل خفگی نمی میرد بلکه به دلیل ناگهان زیر پایش خالی میشود و از طناب آویزان میگردد مهره های آسه و اطلس وی شکسته و نخاع وی قطع میگردد. البته در مورد اعدامهایی که فرد را با چرثقیل بالا می کشند امکان مرگ در اثر خفگی وجود دارد. متهم آخرین لحطات زندگی خود را با دلهره سپری می کند ناگهان زیر پایش خالی میشود. طناب قطور تحت وزن بدن وی که سقوط کرده است گردنش را می شکند و او را فلج میکند. در حال خفه شدن است اما بدن را نمی تواند تکان دهد زیرا فلج شده است. پس از حدود ۱۵ دقیقه اعدامی پایین آورده میشود. ادامه مطلب [ جمعه 26 خرداد 1391 ] [ 09:33 ] [ doortarin ]
در این دومین پست از موضوع معرّفی کتاب وبلاگ، قصد دارم تا یکی از کتاب های مفیدی که خواندن آن را برای هر ایرانی ضروری می دانم؛ معرّفی کنم. نام این کتاب این است: « چرا درمانده ایم؟ » و با عنوان فرعی « جامعه شناسی خودمانی ». نوشته ی آقای حسن نراقی است. ایرانی فهیمی که بنا به گفته ی خودشان به بیش از پنجاه کشور جهان سفر کرده است. به طور خلاصه کتابی است در موضوع نقد رفتار اجتماعی و عادات انسان ایرانی. برای اینکه بتوانیم نمایی از کلیّت مطالب کتاب داشته باشیم؛ در زیر، فهرست فصل های این کتاب را از نظر می گذرانیم: - با تاریخ بیگانه ایم - حقیقت گریزی و پنهان کاری ما - ظاهر سازی ما - قهرمان پروری و استبدادزدگی ما - خودمحوری و برتری جویی ما - بی برنامگی ما - ریاکاری و فرصت طلبی ما - احساساتی بودن و شعار زدگی ما - ایرانیان و توهم دائمی توطئه - مسؤلیت ناپذیری ما - قانون گریزی و میل به تجاوز ما - توقّع و نارضایی دایمی ما - حسادت و حسدورزی ما - صداقت ما - همه چیز دانی ما - و نمونه هایی دیگر از خلقیات ما در ادامه ی مطلب، نمونه هایی از متن این کتاب از نظرتان خواهد گذشت: ادامه مطلب [ پنجشنبه 25 خرداد 1391 ] [ 12:19 ] [ doortarin ]
ژیان لای من هه ر ده میکه وه کوو مردن وه ک له زریای کش و ماتی کاتی خه م باهوری ئاخیک هه ل بکا بو شه پول کردن
ژیان لای من هه ر ده میکه به قه د ترووکه ی چاوی یاریک له ئاستی چاوی نازداریک
به قه د چورینی سروشکیک قه تیس مابی
وه ک هه نسکی هه تیویک بو دووری ئاسوی بووکه لیکی جوان سووچی بازاریک
ژیان واتا: ئه لبومیکی عه کسی مه رگ و ئاخ ترووکه ی چاو و چورینی سروشکیک و هه نسکانی هه تیویک
ژیان لای من هه ر ده میکه به قه د.. بیلیم؟! نسکه نسکی هه تیویکه..! [ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ] [ 19:33 ] [ doortarin ]
هر دمم غم همدم است از هجر آن آرام جان روز و شب سر در تب است از فکر آن آرام جان
سدّ دندانم به لب طاقت نیارد سیل اشک بنگرید توفان بحرش مهر آن آرام جان
رسته ام از موج ناآرام جادوی زمان لیک اسیرم در طلسم و سحر آن آرام جان
حُسن گل را قیمتی بودن بسی دانم محال تا به بازار خیال است چهر آن آرام جان
بی بصر گم کرده ره در چاه هجرانم صبا سوی کنعان سویی آر از مصر آن آرام جان
بحر اندوهش نگنجد اندرون جام دل او جهانی برتر است از شعر «آن آرام جان» [ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ] [ 19:21 ] [ doortarin ]
زخمم از ردّ پای شلاق نیست از بودن شلاق است..
منبع تصاویر: http://www.asriran.com khodnevis.org [ سهشنبه 23 خرداد 1391 ] [ 16:21 ] [ doortarin ]
« ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت »
دیدار آن رخت که مرا زندگانی اســـت در آرزو به حال فنا می فرســـــتمت [ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 22:56 ] [ doortarin ]
« یک سینه سخن دارم این شرح دهم یا نه » از شوق کلام تو من جـــان نهم یا نه
این آتش هجرانت سوزانده دل و دینم آخر به جز از میلت بودست گنهم یا نه
ای که به رهم عشقت دامی کرم کرده زان نی ز غم هجران آیا بِرَهم یا نه [ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 22:45 ] [ doortarin ]
در غروبت این دشت آه سردی کشید ستاره ها به سوگ نشستند هوا گریست پنهان نظری کن ای آفتاب مهر: کاین دشت پیر شده است..
منبع: نامعلوم [ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 14:13 ] [ doortarin ]
شب هست ولی تاریک تر از روزگارم نیست سکوت هست ولی بی صداتر از شکستنم نیست غربت هست ولی غریبانه تر از بودنم در شهر آشنایان نیست درد هست ولی دردناک تر از جاودانه بی تو بودن نیست نیست نیست.. [ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 01:10 ] [ doortarin ]
زندگی من شعری است که ردیفش، غم است.. [ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 00:39 ] [ doortarin ]
|
||
|
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
| ||