صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز

  روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

  

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت 

امروز همه ملک جهان زیر پر ماست

 

بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز 

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

  

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد

جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

  

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید  

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست

 

    ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی     

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست

  

بر بال عقاب آمد آن تیر جگر سوز  

  وز عرش مر او را به سوی خاک فرو کاست

 

بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی

بگشود پر خویش سپس از چپ و از راست

  

گفتا: عجب است این که ز چوبی و ز آهن 

این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست؟

  

بر تیر نظر کرد و پر خویش بر او دید 

گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست!

[ دوشنبه 01 خرداد 1391 ] [ 19:56 ] [ doortarin ]

آنهـــــــــــــــــــــا:

تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۰

وزیر انرژی و تغییرات آب و هوایی دولت انگلیس به علت ارتکاب تخلف رانندگی مجبور به استعفا از سمت خود شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسکای نیوز، "کریس هون" وزیر انرژی و تغییرات آب و هوایی انگلیس اخیرا در اقدامی غیرقانونی برای جلوگیری از ممنوعیت رانندگی، همسرش را به جای خود در ارتکاب تخلف از سرعت مجاز معرفی کرده است.

بر این اساس، پس از اثبات این مسئله توسط دادستانی انگلیس وزیر انرژی این کشور مجبور به استعفا از سمت خویش شد.

خاطرنشان می شود در انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اروپایی قوانین راهنمایی و رانندگی با سختگیری ویژه ای اعمال می شود.

منبع خبر: http://www.tabnak.ir و دیگر رسانه ها

 

مــــــــــــــــــــــــــــا:

طی سالهای پس از انقلاب یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی رانت خواری و اختلاس در سیستم اقتصادی بوده که همواره مبارزه با این مفسدین شعاری مهم برای تبدیل شدن به یک چهره محبوب بوده است.

در این بین برخی پروندهای اقتصادی وجود دارد که در نوع خود کم سابقه به نظر می رسند که در ذیل به بررسی برخی از این پرونده ها می پردازیم.

بزرگترین اختلاس ایران در بانک صادرات
فاضل خداداد، کارمند ساده بانک صادرات که در سال ۱۳۷۴ بزرگترین اختلاس ایران را رقم زد.

وی با همکاری مرتضی رفیق دوست توانست ۱۲۳ میلیارد تومان از بانک صادرات اختلاس کند و نام خود را برای همیشه در لیست بزرگترین اختلاس کنندگان کشور جای دهد.

مجموع اختلاس وی برابر با ۴۶۷ میلیون دلار بود.(دلار در سال ۷۳ که اختلاس رخداد برابر با ۲۶۳ تومان بود)

زمانی که پرونده وی بررسی شد کسی گمان نمی کرد که امکان شکستن رکورد وی وجود داشته باشد اما فردی با نام "الف خ" در سال ۹۰ ثابت کرد که سیستم بانکی کشور آنقدر آشفته است که می توان رکوردهای بزرگتری در این حوزه ثبت کرد.

رییس دادگاه خداداد، محسنی اژه ای بود که وی را مفسد فی الارض دانسته و دستور اعدام وی را صادر کرد.

این شاید اولین اعدام اقتصادی در کشور محسوب می شد و انتظار می رفت تا پس از آن مبارزه با مفسدین اقتصادی رنگ و بوی بیشتری به خود بگیرد.

پرونده ای با رشوه های کلان
هیچکس فکر نمی کرد یک دستفروش بتواند بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان اختلاس کند اما شهرام جزایری عرب این موضوع را تبدیل به واقعیت کرد.

در نیمه اول دهه ۸۰ بود که خبر پرونده یک اختلاس بزرگ و رشوه های کلان افکار عمومی را به خود جذب کرد.

شهرام جزایری عرب اگر چه نتوانست رکورد خداداد را در اختلاس بشکند اما این جوان ۲۹ ساله همیشه خندان، که فعالیت اقتصادی خود را از دستفروشی آغاز کرد بود به دلیل پرداخت رشوه به برخی از مسولان معروف شد.

جزایری عرب ۱۲۴ میلیون دلار اختلاس را تا سال ۸۰ در پرونده خود درج کرد.

وی بر اساس حکم دادگاه به ۱۴ سال زندان، ۱۰ سال تبعید و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت اقتصادی و جریمه نقدی محکوم شد.

علت اختلاف در حکم دادگاه جزایری با خداداد مشخص نیست.
گفتنی است : شهرام جزایری تنها مفسد اقتصادی است که توانست در سال ۸۵ از زندان فرار کند اما پس از خروج از مرزها به زندان بازگشت.

رکورد اختلاس شکسته شد
مردادماه سال ۹۰، رسانه های جمعی پرده از پرونده اختلاسی برداشتند که هنوز هم قابل باور نیست.

فردی با نام "الف خ" توانسته است با ثبت چند  شرکت در ایران و اروپا و بستن قرارداد بین شرکت های خود بیش از ۳ میلیارد دلار اختلاس کند.

وی به دنبال تاسیس بانک آریا بود که پس از پذیره نویسی سهام آن در بورس توسط بانک مرکزی توقیف شد.

بانک مرکزی درباره این اختلاس عنوان کرد که از ۲ ماه قبل از شروع سال ۹۰ به بانک صادرات درباره این اختلاس هشدار داده شده بود اما بانک صادرات ادعا می کند که هیچ گونه هشداری در این باره دریافت نکرده است.

اما بانک مرکزی که درباره این اختلاس خبر داشت چرا اجازه داد تا رقم ۸۰۰ میلیارد اختلاس این فرد در سال ۸۹ به ۲هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان در سال ۹۰ برسد سپس اقدام کند؟ و بانک صادرات که ادعا می کند مردم باید از اقدام این بانک تشکر کنند مشخص نمی کند که در کدام بخش مدیران این بانک موفق عمل کرده اند که شایسته شکر گزاری شده اند؟ از طرف دیگر ارقام اعلام شده در این اختلاس به گونه ای نیست که یک شعبه در اهواز بتواند به تنهایی آن را تامین کند و برای پرداخت چنین ال سی هایی نیاز به هماهنگی با شعبه مرکزی بانک صادرات است بنابراین "خانه از پای بست ویران است..." .

بانک صادرات رکورد دار اختلاس ها
نکته ای که در این گزارش جالب به نظر می رسد این است که بزرگترین اختلاسها که تا امسال در دست فاضل خداداد بود و این بار به دست "الف خ" سپرده شد هر دو در بانک صادرات انجام شده است.

و نکته دیگر اینکه فاضل خداداد با ۴۶۷ میلیون دلار اختلاص مفسد فی الارض اعلام شده و اعدام شد؛ آیا مجریان قانون هنوز هم با جدیت دربرابر مفسدین اقتصادی قرار می گیرند و حکمی شایسته اختلاس ۳ میلیارد دلاری "آقای الف خ" صادر می کنند؟

منبع:

http://iranyar.ir

 

 ( و شاه بیت این داستان را بخوانید: که به منظور حفظ آبروی افراد درگیر در این پرونده ها، از کار ایشان به جای دزدی با عنوان مبهم تر و آبرومندانه تر اختلاس یاد می شود و به جای درج نام های بسیاری از این دزدان فقط به حروف اختصاری بسنده می گردد که مبادا در مملکت اسلامی، خدشه ای به آبرو و حیثیت مؤمنی وارد شود چون حفظ آبروی مؤمن (!!!!!!!!!!!!!!) اگرچه دزد باشد و از مال و زندگی میلیون ها انسان درمانده و محتاج نان شب در این سرزمین دزدیده باشد؛ بسی مهمتر از اجرای حق و عدالت است! آری آن وزیر در دیار کفر (!!) به دلیل نادیده گرفتن قوانین راهنمایی و رانندگی مجبور به استعفا می شود و در این دارالأسلام کسی نباید قضیه ی دزدی میلیاردها پول از بیت المال را زیاد ....................................................... بدهد!!)

 

[ پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 12:22 ] [ doortarin ]


منبع:

http://zaminonline.com

 

[ سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 17:45 ] [ doortarin ]

این مرد، ۲۲ سال در یک گودال تاریک زندگی می کرد!

زندگی در یک گودال تنگ و تاریک حتی برای مدتی کوتاه شاید برای خیلی‌ها کابوسی مرگبار باشد اما جواد الشماری سال‌های زیادی در این شرایط سخت زندگی کرد تا بتواند از مرگ حتمی جان سالم به در ببرد. در حقیقت این مرد عراقی که در دوران حکومت صدام بر عراق به مرگ محکوم شده بود، برای نجات جان خودش تصمیم گرفت که به این گودال تاریک پناه ببرد و مدتی را در آنجا سپری کند. غافل از اینکه این مدت کوتاه به 22 سال طولانی تبدیل شد تا اینکه بالاخره در سال 2003 و با سقوط رژیم صدام از این گودال خارج شد تا مثل بقیه مردم بدون‌ترس و هراس زندگی کند. با اینکه چیزی حدود 9 سال از آزادی الشماری می‌گذرد اما هنوز هم خیلی‌ها داستان زندگی شگفت‌انگیز او را برای هم تعریف می‌کنند و این مرد عراقی بین هموطنانش چهره شناخته شده و معروفی است... 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:56 ] [ doortarin ]

درد من تنهایی نیست؛ بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛ بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.

 

 (گاندی)

[ سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 ] [ doortarin ]

در شگفتم که گاهی:

تیمی از چندین پزشک با پشتوانه ی هزاران سال دانش حیرت انگیز پزشکی می کوشند جانی را از مرگ نجات دهند

و گاهی نیز...!!

راز مرگ با طناب دار آشکار شد

پزشکی - اعدام با طناب دار به دو شیوه انجام می‌شود: یکی با رها کردن فرد از طناب دار که شکستن گردن و قطع سریع نخاع، او را از پای درمی‌آورد؛ و دیگری آویزان کردن از طناب دار که فرد در زمانی طولانی‌تر خفه می‌شود و می‌میرد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 19:22 ] [ doortarin ]

آنها:

نام این مرد هاروکا ایشیماتسو است.

او مدیرعامل ژاپن ایرلاینز است. یکی از ده ایرلاین برتر جهان.
او برای اینکه کارمندان شرکتش اخراج نشوند، حقوق خودش را کاهش داد.
از سال 2007 تابحال، حقوق او حتی کمتر از حقوق خلبان های زیردستش است.

 

او با اتوبوس به سر کار می رود.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 16:59 ] [ doortarin ]

شاعری خاموش که

شعفش به سخره می گیرد شادمانی و پایکوبی مستانه ی مولوی را

آنگاه که می بیند قامت رشید فرزندش را


شاعری خاموش که

اندوهش خنده می زند بر

اندوه بی پایان جهان

آنگاه که خاری می خلد در انگشت فرزندش


شاعری خاموش که

در سکوتش به بلندای بی نهایت فریاد عشق است


شاعری خاموش که

در این نزدیکی است اگرچه

گهواره ی دیوانش

هرگز کودک سرورش را

و کودک اندوهش را

و کودک فریادش را

و کودک عشقش را

بر خویش ندیده است

اینگونه است مادر..

[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 17:34 ] [ doortarin ]

گفته شد اخیراً در شهر مریوان پزشکی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. طبق شایعات ظاهراً دلیل این قضیه آن بوده که گویا این پزشک جراح برای انجام یک عمل جراحی درخواست مبلغ 500هزار تومان رشوه نموده که چون بیمار ناتوان از پرداخت آن بوده است؛ لذا در خصوص عملیات معالجه ی وی اهمال صورت گرفته و در نتیجه بیمار که جوانی تصادفی بوده فوت کرده است. اینکه تا چه حد این شایعه صحت دارد و اصل ماجرا چیست، در آنچه که از نظر خواهد گذشت، البته تأثیر چندانی ندارد. چرا که به ضرس قاطع می توان گفت که امروزه متأسفانه دستگاه درمان و خدمات پزشکی در کشور با بحران های عدیده ای رو به روست. همین یک سال اخیر بود که گفته شد چند بیمار در اطراف تهران در بیابان رها گشته اند و برای مدتی خوراک رسانه ها را این مشت نمونه ی هزارها خروار مسائل و مشکلات درمانی و بیمارستانی تأمین کرد و بعد تمام.. نگارنده در این پست بر آن نیست تا به تحلیل مسائل بپردازد بلکه بیشتر مروری بر خود مسائل است که مد نظر قرار می گیرد. به راستی آیا تا کنون چنان که باید کسی در این مورد تحقیقی جامع به عمل آورده است که در بیمارستان های کشور چه می گذرد؟ آیا کسی به این مسئله پرداخته است که دستگاه های متصدی درمان و معالجه از مراکز دولتی گرفته تا مراکز خصوصی، تا چه حد پایبند به اصول و شرافت حرفه ای خود هستند؟ آیا اساساً دعاوی پزشکی در صورت طرح از سوی شاکیان، از سوی مراجع ذیربط به سرانجامی بایسته می رسند؟

حتماً لازم نیست که محقق یا کوشنده ی حقوق بشر باشید تا بتوانید به یک ارزیابی کلّی و البته بسیار نزدیک به واقعیت در خصوص این موضوع دست یابید. کافی است یک بار سر و کارتان با بیمارستان و مسائل درمانی بیفتد تا بی درنگ به آشفته بازار این بخش از ساختارهای اجتماعی ایران امروز پی ببرید. بگذارید در چند پرده ی کوتاه چگونگی وضعیت را از نظر بگذرانیم:


ادامه مطلب
[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 20:29 ] [ doortarin ]

له سه ر فه رشی شه قامان شه و

له گه ل تو بووم ده چووم

ئه مما..

که بینیم سیبه ریکی تاک

له خه و رابووم..

ئه تو بووی هه ر ئه تو

من نا..!

 

ترجمه:

بر فرش خیابان ها شباهنگام

با تو راه می پیمودم

اما

چون دیدم سایه ای تنها را

از خواب بیدار شدم:

تنها تو بودی

نه من..!

[ پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 16:28 ] [ doortarin ]
صفحه قبل1...1920212223...48صفحه بعد
درباره وبلاگ

چه آسان شعر می‌سراییم و از انسانیت و حقوق بشر و صدها واژه‌ی از تداعی افتاده‌ی رنگین دیگر دم می‌زنیم. اما آن سوتر از دیوار بلند غرورمان، فراموشی‌مان و روزمرّه‌گی‌مان شعرها کشتار می‌شوند. انسانیت و حقوق بشر در گنداب‌ها دست و پا می‌زند و قاموسی به حجم تاریخ دور و نزدیک از واژگان زنده؛ گرد فراموشی می‌گیرد. چه ساده فراموش می‌کنیم مرگ «شعر» در جامه‌ی انسان را.. آری.. از شعرستانیم و از شعر بی‌خبر و از نزدیک‌ترین‌ها چه دورترین..
امکانات وب