| صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز | ||
|
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه ملک جهان زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز
میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تیر جگر سوز وز عرش مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی
بگشود پر خویش سپس از چپ و از راست
گفتا: عجب است این که ز چوبی و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست؟
بر تیر نظر کرد و پر خویش بر او دید
گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست! [ دوشنبه 01 خرداد 1391 ] [ 19:56 ] [ doortarin ]
آنهـــــــــــــــــــــا: تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ وزیر انرژی و تغییرات آب و هوایی دولت انگلیس به علت ارتکاب تخلف رانندگی مجبور به استعفا از سمت خود شد. منبع خبر: http://www.tabnak.ir و دیگر رسانه ها
مــــــــــــــــــــــــــــا: طی سالهای پس از انقلاب یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی رانت خواری و اختلاس در سیستم اقتصادی بوده که همواره مبارزه با این مفسدین شعاری مهم برای تبدیل شدن به یک چهره محبوب بوده است. منبع: http://iranyar.ir
( و شاه بیت این داستان را بخوانید: که به منظور حفظ آبروی افراد درگیر در این پرونده ها، از کار ایشان به جای دزدی با عنوان مبهم تر و آبرومندانه تر اختلاس یاد می شود و به جای درج نام های بسیاری از این دزدان فقط به حروف اختصاری بسنده می گردد که مبادا در مملکت اسلامی، خدشه ای به آبرو و حیثیت مؤمنی وارد شود چون حفظ آبروی مؤمن (!!!!!!!!!!!!!!) اگرچه دزد باشد و از مال و زندگی میلیون ها انسان درمانده و محتاج نان شب در این سرزمین دزدیده باشد؛ بسی مهمتر از اجرای حق و عدالت است! آری آن وزیر در دیار کفر (!!) به دلیل نادیده گرفتن قوانین راهنمایی و رانندگی مجبور به استعفا می شود و در این دارالأسلام کسی نباید قضیه ی دزدی میلیاردها پول از بیت المال را زیاد ....................................................... بدهد!!)
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 12:22 ] [ doortarin ]
[ سهشنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 17:45 ] [ doortarin ]
این مرد، ۲۲ سال در یک گودال تاریک زندگی می کرد!
زندگی در یک گودال تنگ و تاریک حتی برای مدتی کوتاه شاید برای خیلیها کابوسی مرگبار باشد اما جواد الشماری سالهای زیادی در این شرایط سخت زندگی کرد تا بتواند از مرگ حتمی جان سالم به در ببرد. در حقیقت این مرد عراقی که در دوران حکومت صدام بر عراق به مرگ محکوم شده بود، برای نجات جان خودش تصمیم گرفت که به این گودال تاریک پناه ببرد و مدتی را در آنجا سپری کند. غافل از اینکه این مدت کوتاه به 22 سال طولانی تبدیل شد تا اینکه بالاخره در سال 2003 و با سقوط رژیم صدام از این گودال خارج شد تا مثل بقیه مردم بدونترس و هراس زندگی کند. با اینکه چیزی حدود 9 سال از آزادی الشماری میگذرد اما هنوز هم خیلیها داستان زندگی شگفتانگیز او را برای هم تعریف میکنند و این مرد عراقی بین هموطنانش چهره شناخته شده و معروفی است... ادامه مطلب [ سهشنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:56 ] [ doortarin ]
درد من تنهایی نیست؛ بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛ بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.
(گاندی) [ سهشنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 ] [ doortarin ]
در شگفتم که گاهی: تیمی از چندین پزشک با پشتوانه ی هزاران سال دانش حیرت انگیز پزشکی می کوشند جانی را از مرگ نجات دهند و گاهی نیز...!!
راز مرگ با طناب دار آشکار شد پزشکی - اعدام با طناب دار به دو شیوه انجام میشود: یکی با رها کردن فرد از طناب دار که شکستن گردن و قطع سریع نخاع، او را از پای درمیآورد؛ و دیگری آویزان کردن از طناب دار که فرد در زمانی طولانیتر خفه میشود و میمیرد. ادامه مطلب [ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 19:22 ] [ doortarin ]
آنها: نام این مرد هاروکا ایشیماتسو است. او مدیرعامل ژاپن ایرلاینز است. یکی از ده ایرلاین برتر جهان.
او با اتوبوس به سر کار می رود.
ادامه مطلب [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 16:59 ] [ doortarin ]
شاعری خاموش که شعفش به سخره می گیرد شادمانی و پایکوبی مستانه ی مولوی را آنگاه که می بیند قامت رشید فرزندش را
شاعری خاموش که اندوهش خنده می زند بر اندوه بی پایان جهان آنگاه که خاری می خلد در انگشت فرزندش
شاعری خاموش که در سکوتش به بلندای بی نهایت فریاد عشق است
شاعری خاموش که در این نزدیکی است اگرچه گهواره ی دیوانش هرگز کودک سرورش را و کودک اندوهش را و کودک فریادش را و کودک عشقش را بر خویش ندیده است اینگونه است مادر..
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 17:34 ] [ doortarin ]
گفته شد اخیراً در شهر مریوان پزشکی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. طبق شایعات ظاهراً دلیل این قضیه آن بوده که گویا این پزشک جراح برای انجام یک عمل جراحی درخواست مبلغ 500هزار تومان رشوه نموده که چون بیمار ناتوان از پرداخت آن بوده است؛ لذا در خصوص عملیات معالجه ی وی اهمال صورت گرفته و در نتیجه بیمار که جوانی تصادفی بوده فوت کرده است. اینکه تا چه حد این شایعه صحت دارد و اصل ماجرا چیست، در آنچه که از نظر خواهد گذشت، البته تأثیر چندانی ندارد. چرا که به ضرس قاطع می توان گفت که امروزه متأسفانه دستگاه درمان و خدمات پزشکی در کشور با بحران های عدیده ای رو به روست. همین یک سال اخیر بود که گفته شد چند بیمار در اطراف تهران در بیابان رها گشته اند و برای مدتی خوراک رسانه ها را این مشت نمونه ی هزارها خروار مسائل و مشکلات درمانی و بیمارستانی تأمین کرد و بعد تمام.. نگارنده در این پست بر آن نیست تا به تحلیل مسائل بپردازد بلکه بیشتر مروری بر خود مسائل است که مد نظر قرار می گیرد. به راستی آیا تا کنون چنان که باید کسی در این مورد تحقیقی جامع به عمل آورده است که در بیمارستان های کشور چه می گذرد؟ آیا کسی به این مسئله پرداخته است که دستگاه های متصدی درمان و معالجه از مراکز دولتی گرفته تا مراکز خصوصی، تا چه حد پایبند به اصول و شرافت حرفه ای خود هستند؟ آیا اساساً دعاوی پزشکی در صورت طرح از سوی شاکیان، از سوی مراجع ذیربط به سرانجامی بایسته می رسند؟ حتماً لازم نیست که محقق یا کوشنده ی حقوق بشر باشید تا بتوانید به یک ارزیابی کلّی و البته بسیار نزدیک به واقعیت در خصوص این موضوع دست یابید. کافی است یک بار سر و کارتان با بیمارستان و مسائل درمانی بیفتد تا بی درنگ به آشفته بازار این بخش از ساختارهای اجتماعی ایران امروز پی ببرید. بگذارید در چند پرده ی کوتاه چگونگی وضعیت را از نظر بگذرانیم: ادامه مطلب [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 20:29 ] [ doortarin ]
له سه ر فه رشی شه قامان شه و له گه ل تو بووم ده چووم ئه مما.. که بینیم سیبه ریکی تاک له خه و رابووم.. ئه تو بووی هه ر ئه تو من نا..!
ترجمه: بر فرش خیابان ها شباهنگام با تو راه می پیمودم اما چون دیدم سایه ای تنها را از خواب بیدار شدم: تنها تو بودی نه من..! [ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 16:28 ] [ doortarin ]
|
||
|
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
| ||