صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل قالب سبز

گویی که شب تیره ی ما را سحری نیست

وز مهر و مه و اختر و فانوس اثری نیست

 

صد نهر خروشنده ی خون زاده ز هر دل

هر چند به رخساره یکی دیده تری نیست

 

هندان جگر خواره چه شیران  بدریدند

افسوس که در سینه ی مایان جگری نیست

 

کَرنای قیامی شده هر موی به سویی

پنهان ولی از خیزش پیدا خبری نیست

 

از کوی رهایی ز که پرسیم نشانی

کاین شهر همه دیوار و درش هیچ دری نیست

 

تابوت امیدی برد هر لحظه ی این عمر

فریاد که امید به عمر دگری نیست


 

بر دار شد اندیشه و شعر و شرف و عشق

سردار شد هر خار و خسک را که بری نیست

 

[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:20 ] [ doortarin ]

دنیا زندان است. زندان در زندان چرا؟؟

منبع تصویر:avidtrader.com

[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 07:21 ] [ doortarin ]

آنجا که نمی توان عشق ورزید باید گذاشت و گذشت..

«نیچه»

[ پنج‌شنبه 01 تیر 1391 ] [ 19:59 ] [ doortarin ]

صد چشمه ی احساس به قلب است خدایا

سخت است که گویند چنین خشک چرایی

 

زین صورتک ساکت خود جان به لبم شد

تا کی نکند بلبل دل نغمه سرایی

[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 23:41 ] [ doortarin ]

این گفتار ماست:

میازار موری که دانه کش است..

شکستن شاخه ی هر درخت همچون شکستن بال فرشته هاست..

جنگل ها به منزله ی شُش های زمین اند در حفظ آنها بکوشیم..

و این هم کردار ما:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 22:32 ] [ doortarin ]

خبرگزاری ایلنا گزارش داده‌ است که نمایندگان ۱۰ هزار کارگر با ارائه طوماری به دفتر عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به شرایط اقتصادی اعتراض کرده اند.

پیش‌نویس اصلاحیه قانون کار، طرح هدفمند کردن یارانه ها، تورم و وضعیت دستمزد، بیمه و بازنشستگی مواردی هستند که در این طومار مورد انتقاد قرار گرفته است.

کارگران امضاکننده این طومار از طرح هدفمند کردن یارانه ها با عنوان "قطع یارانه ها" نام برده اند و نوشته اند که به رغم گرانی ناشی از آن، "میانگین دستمزد کارگران در سال ۹۰ و سال جاری، نسبت به سال های قبل از اجرای فاز اول قطع یارانه ها حتی کاهش نیز پیدا کرده است."

آنان همچنین گفته اند که با اعمال مالیات بر ارزش افزوده "عملا حدود ۵ درصد از دستمزد روزانه زیر خط فقر ما کارگران، به خزانه دولت سرازیر شده است."

عدم پرداخت به موقع دستمزد، استخدام با قراردادهای سفید امضا یا بدون قرارداد و تغییر حقوق بازنشستگی از میانگین دستمزد ۲ سال آخر به میانگین دستمزد ۵ سال آخر موارد دیگری هستند که اعتراض کارگران را برانگیخته است.

در این طومار آمده است: "ناامنی شغلی، اخراج سازی و تعطیلی کارخانه ها در بدترین وضعیت نسبت سال های پیش قرار دارد."

همچنین برخی سایت های نزدیک به فعالان کارگری گزارش داده اند که روز جمعه بیش از ۵۰ فعال کارگری در شهر کرج در غرب تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

تا کنون اطلاعی از علت بازداشت و اتهام آنها در دست نیست.

به نقل از:http://tammkeen.info

[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 12:55 ] [ doortarin ]

در شعر زیر که نمی دانم از کیست، نکته ی جالبی وجود دارد؛ آن را بیابید:


با چهره ی افروخته گل را مشکن

افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن


گل را تو دیگر خجل مکن ای مه من

مشکن به چمن ای مه من قد سمن

 

 

اگر نتوانستید نکته را پیدا کنید، ادامه ی مطلب را بخوانید..


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 06:26 ] [ doortarin ]

 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مُهر به عالم سمر شود

 

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

 

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

 

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

 

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

 

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود


در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

 

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

 

این سرکشی که کنگره ی کاخ وصل راست

سرها بر آستانه ی او خاک در شود

 

حافظ چو نافه ی سر زلفش به دست توست

دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

[ دوشنبه 29 خرداد 1391 ] [ 20:37 ] [ doortarin ]

ای آفتاب به شب مبتلا خدا حافظ

غریب واره ی دیر آشنا خدا حافظ

 

به قله ات نرسید بخت کوته ام

بلند پایه ی بالا بلا خداحافظ

 

میان ماندن و رفتن درنگ می کشدم اما

بگو بگویم سلام یا خدا حافظ

 

به چشمان معصومت سوگند

که بی گناه ترینی اما خداحافظ

 

به بسترت نرسیدند کوزه های عطش

ای سراب تفته ی چشمه نما خداحافظ

[ دوشنبه 29 خرداد 1391 ] [ 11:35 ] [ doortarin ]

سخن از کهنگی بوید

به گاه گفتن از اندوه

به گاه گفتن از زنجیر این تکرار بی پایان

به گاه گفتن از انبوه آن بی واژه دردانی

که خُردانی

چو «مردن»

عرضه می دارند...

 

در این دریای پر نیرنگ

صداقت خشکی گم گشته ی پرتیست

در این صحرای پر وحشت

رفاقت کیمیای جرعه ی آبیست...

 

چه نامم روزگاری اینچنین دون را

که می نوشند در جام دروغین محبت

شربت خون را...

 

چه گویم من؟

چسان سازد دلم با غربت این روزگار دون؟!

که می کارند در قلب هزاران لیلی عاشق

چلیپای خدای عشق را

بر تربت خاکستر مجنون...

[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 16:35 ] [ doortarin ]
صفحه قبل1...1516171819...48صفحه بعد
درباره وبلاگ

چه آسان شعر می‌سراییم و از انسانیت و حقوق بشر و صدها واژه‌ی از تداعی افتاده‌ی رنگین دیگر دم می‌زنیم. اما آن سوتر از دیوار بلند غرورمان، فراموشی‌مان و روزمرّه‌گی‌مان شعرها کشتار می‌شوند. انسانیت و حقوق بشر در گنداب‌ها دست و پا می‌زند و قاموسی به حجم تاریخ دور و نزدیک از واژگان زنده؛ گرد فراموشی می‌گیرد. چه ساده فراموش می‌کنیم مرگ «شعر» در جامه‌ی انسان را.. آری.. از شعرستانیم و از شعر بی‌خبر و از نزدیک‌ترین‌ها چه دورترین..
امکانات وب